گرفتی دست یارت را و
آهنگِ
سفر کردیچه بی رحمانه از رویِ دلم با پا گذر
کردی
گذر کردی و بعد از تو تمامِ شهر فهمیده
که با آن سینه یِ سنگت چه با این چشم تر کردی
تویی کهِ همدمم بودی خودت درد و بلا گشتی
مرا دیدی چطوری در پی ات هی در به در کردی
درست از عشقِ تو جانم به لب آمد در این بازی
دو چندان می دهی پس از بدی با هر نفر کردی
کسی دیگر شبیهِ من نمی میرد برایِ تو
خیالم راحت از این است که رویِ خود ضرر کردی
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده
شب های سرگشتگی...
ما را در سایت شب های سرگشتگی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 207 تاريخ: دوشنبه 13 اسفند 1397 ساعت: 9:10