شب های سرگشتگی

خرید بک لینک

برای'>برای روز سختی و برای روز دلتنگیبرای درد دل کردن تو را آن روز می خواهمبرای خستگی هایم برای جان سپردن هاکنارم لحظه ی مردن تو را آن روز می خواهمدر این دورانِ بی مهری،جفا و کینه ِورزی هابرایِ از وفا گفتن تو را آن روز می خواهمرفیقِ لحظه یِ شادی،فراوان است و خرمُهرهبرایِ روز غم کلاً تو را آن روز می خواهمتو با هر ویژگی داری،مثالِ کوه نوری توبرایِ پرسه در گلشن تو را آن روز می خواهم#سهراب_عرب_زاده 

شب های سرگشتگی...

ما را در سایت شب های سرگشتگی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 17 تاريخ: شنبه 22 آذر 1404 ساعت: 12:21

نام و نام خانوادهِ ذات سازی نیست «توش»نان و نانِ خانوادهِ ذات می سازد فقطسهراب عرب زاده

شب های سرگشتگی...

ما را در سایت شب های سرگشتگی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 25 تاريخ: شنبه 22 آذر 1404 ساعت: 12:21

نَهل دَهسی سَرِ قلبُم که سراسر دردُمبِی خیالت شو وُ رو سَر دلِ خوم ایگردُمطومِ او خَرسَلِتهِ مِزه نکردی هرگزتا بدونی که چطو تحلِ گپل ایی مردُممونه بِی بُرمَک و بِی دَهس نشونم اییدِنطحر داری که سَرِ رَه یِ هَمش دم بَردُمسیل ایکرد وُ گو عمریِ بازیت ایدهسَرِ عشقِ تو چقد مونگه وَ دِیم ایخَردُمدِیم ایی دید چطوری مو وَدهسِی ایرُمکه چطو رنگ مو رهته مِثِ لاشِی سردُمایسو بِی دَردَلِ ایی دل دَ کِنار اومَمهتوبه اَر باز تو واگردی و مو واگردُمسهراب عرب زاده

شب های سرگشتگی...

ما را در سایت شب های سرگشتگی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 21 تاريخ: شنبه 22 آذر 1404 ساعت: 12:21

پاهام دیگه یاری نمیدن کهبرم و برنگردم دیگه به این شهرجوری شده این زندگی با منبُق کرده قلبم کرده با من قهراین لحظه ها چقدر نفس گیرنثانیه ها یواش تر از همیشه هی میرنآینه هم شکست منو نشون میدهآروز هام یکی پس از دیگری می میرنکاش زنده دربیام از این آوارترسم از اینه پیراهنم آخر کفن میشهمعنی نداره زندگی برام دیگهشادی یه جورایی برام هی قدغن میشهکسی نمیدونه چه حالی دارم این روزااشکای من سمت یه دره ای سرازیرنطاقت بیار ای قلبِ غم دیدهمیدونم این شب ها چه دلگیرنحال کسی رو کسی، نمی فهمهانگار که تا مرگ دلم فاصله کوتاههمیلرزه چار ستونِ قلبم از دردامحس می کنم یه زلزله توو راههسرگشته#سهراب_عرب_زادهسهراب عرب زاده شب های سرگشتگی...ادامه مطلب

ما را در سایت شب های سرگشتگی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 114 تاريخ: دوشنبه 1 اسفند 1401 ساعت: 15:38

دل به دستِ ناکسی دادم بسی یک دنده بود
زجر ها می داد قلبی را که پیشش برده بود

انتظارِ هر رکب را هم ز هر کس داشتم
جز کسی کهِ قلبِ من با قلبِ او بی پرده بود

آشنایی شد سر آغازِ تمامِ دشمنی
آشنایی که نگاهش آسیاب و رَنده بود

هر که محرم شد از آن باید بترسی بیشتر
محرمی هم،جانِ من را بر لبم آورده بود

از نمک نشناس ها دیگر ندارم من گله
آن که زخمی بر دلم زد یک نمک پروده بود

#سهراب_عرب_زاده

شب های سرگشتگی...

ما را در سایت شب های سرگشتگی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 136 تاريخ: يکشنبه 20 شهريور 1401 ساعت: 5:06

صفحه بندی