
دل به دستِ ناکسی دادم بسی یک دنده بودزجر ها می داد قلبی را که پیشش برده بودانتظارِ هر رکب را هم ز هر کس داشتمجز کسی کهِ قلبِ من با قلبِ او بی پرده بودآشنایی شد سر آغازِ تمامِ دشمنیآشنایی که نگاهش آسیاب و رَنده بودهر که محرم شد از آن باید بترسی بیشترمحرمی هم،جانِ من را بر لبم آورده بوداز نمک نشناس ها دیگر ندارم من گلهآن که زخمی بر دلم زد یک نمک پروده بود#سهراب_عرب_زاده بخوانید...
ادامه مطلب
مثلِ بغضِ کهنه ام من،مثلِ پایی روی مینبی تو سیلِ خون شود از چشمِ من رویِ زمینآن چه کردی با دلم در جمله نتوان وصف کردزندگی ارزش ندارد بی تو با حالی چنینگفته بودی عشق درمان می کند اما نکردگر نمی دانی گواهی می دهد قلبِ غمینپا به پایِ موی من دندانِ من هم نیز ریختدر نبودت درد دارد می کشد قلبِ حزینخواهشاً برگرد از راهی که رفتی پیشِ منآن چه آوردی سرم را لحظه ای لطفاً ببین#سهراب_عرب_زاده بخوانید...
ادامه مطلب
فکر می کرد دلم همدردیگر نباشم پِیِ من می گردی بی تو تا مرزِ جنون رفته دلمتو قرارست که کی برگردی؟ مانده ام این که به گوشت خوردهچه بلایی به سرم آوردی؟ عشق بازیچه ی دستانِ تو بودچقدر ها که تظاهر کردی آخرِ قصه یِ ما روشن بودرکب و دلهره و نامردی #سهراب_عرب_زاده ...
ادامه مطلب
خری روزی،به درگاهِ خدا با آه می گفتخدایا شاخ می خواهم و هی جانکاه می گفتاگر شاخی در آید بر سرم یک بار حتیحفاظت می کنم از جان و هی بسیار حتیبه هر حیوان که می دید و شنیدهِ خنده رو بودمحبت می چکید از چشم...
ادامه مطلب
هر چه بودهِ شده نابود میانِ من و توهر چه باشد بده بر باد از آن من و تونه تو آنی که بمانی نه من آنم که توانمبا وفایی شده خارج ز توان من و توتو همانی که دو رویی شده اسباب دلتمن همانم که بریدست به جانِ من و توگر چه هر شب بشود غصه ی دل مهمانمبهتر از بودن با شکِ نهان من و توبا دروغ و دغل و حقه و نیرنگ زدنشده برچیده دگر عشق روان من و توسرگشته#سهراب_عرب_زاده...
ادامه مطلب
دیگر چه فرقی می کند با ناز و یا بی نازوقتی که غم باشد برایِ هر دو مان آوازمن آسمانی هستم از هر ابر باران زاابری که با هر قطره ای غم می کند ابرازهر جور می خواندی دلم آن جور می رقصیدناسازگاری از خودت بود و دلت ناسازنا آشنا هرگز نمی داند نقاطِ ضعف آدم راآدم فقط هم می خورد از دستِ یک همرازروزی تمامِ خاطراتِ جانگدازت رامانند موهایم من از تَه می تراشم بازسرگشته#سهراب_عرب_زاده...
ادامه مطلب
هر چه باشی آخرش یک روز خامت می کنمآخرش شرمنده ی مهر و مرامت می کنمسر کش و مغرور باشی بی تفاوت بگذریهر کجا می بینمت بازم سلامت می کنمپرسه هر شب می زنم با دل حوالی های توچون غزالی تیز پا با مهر رامت می کنمگر چه می دانم دلت با دیگری دل گرم هستخانه ی گرمِ دلم را هم به نامت می کنمآخرش هم دست هایت سهم دستم می شودچشم هایم را دلم را فرش راهت می کنمسرگشته#سهراب_عرب_زاده...
ادامه مطلب
از وطن بوی غم و درد فقط می شنومسوز سرمای شبِ سرد فقط می شنومهر کجا می گذرم یا که سخن می گویندسخن از وحشت و نامرد فقط می شنومهمه را غصه ی دوران به امان آوردهغم به ما بد چقدر کرد فقط می شنومصبر کردیم و نهایت ثمرش را دیدیمآسمان بر سرم آورد فقط می شنومکاشکی همهمه ی ظلم به پایان برسدخبر از راه عقب گرد فقط می شنومسرگشته#سهراب_عرب_زاده...
ادامه مطلب
خودم رو می کنم بعد از تو آوارهبرو راحت دلت با هر کسی یارهخودم را می کنم راضی به هر سختیبه شرطی کهِ بفهمم شاد و خوشبختیدلت حتی اگر مرزِ جنون باشهیه کاری کن فقط دنبال اون باشهیه کاری کهِ تمومِ عاشقا کرد...
ادامه مطلب
می خرم بدنامی ام را طبلxa0رسوای تو چند؟تا نباشم بیش از این ها محو و شیدای تو چند؟نرخ دارد هر چه در دنیای مان موجود هستنرخ اخراجم از این گنداب دنیای تو چند؟خسته ام از بودنت از بودنم در پیش تواین که بیرونم کنی از فکر و رویای تو چند؟بویی از دلدادگی اصلا نبردی ظاهراتا رَوی از پیش من هو هو و هیهای تو چند؟یا برو یا تا رَوَم چون هر دو دارد سود هممی خرم هر چیز باشد نرخ سودای تو چند؟سرگشته#سهراب_عرب_زاده...
ادامه مطلب
بعد باران هر زمین باغ و گلستان می شودلاله و سنبل، صنوبر هم فراوان می شودمیم را از مشکلاتِ زندگانی حذف کنگر بخندی دیو غم در بند و زندان می شودهر چه باشد مشکلاتت بیشتر در زندگیلذت وقتِ رهایی هم دو چندان می شودگر نباشد تلخ کامی شور شیرینی کجاستگر چه آدم وقت غم ها خسته از جان می شودصبر باید کرد وقتی زندگی هموار نیستصبر باشد، زندگی هم سهل و آسان می شودسرگشته#سهراب_عرب_زاده...
ادامه مطلب
پشت بهونت وَ زِرُم تا تونه بینم کمیمنتظرُم تا که بِیِی تِی تو بشینم کمیدهسمه مِن زلف شلالت بکنم ساعتیخنده بزن مرهُم دردِ مونه ناراحتیبی خَوَری نصفه شویی بُی تو بِرُم دیره مالتا که نفهمن همه هی سیر کنی...
ادامه مطلب
جفا کردی بکن باور تو را یادم نمی آیدخودت کردی مرا پر پر تو را یادم نمی آیدبمیرم هم اگر از شدت این درد تنهایینمی خواهم دگر یاور تو را یادم نمی آیدنفهمیدی وفاداری اساس عشق بازی بودچنین شد عشق مان یک سر تو را یادم نمی آیدتو رفتی و تمامِ خاطراتت شد فراموشمفراموشم شدی دیگر تو را یادم نمی آیدنبینم آن کسی را که مرا نا دیده می گیردخودت می خواستی آخر،تو را یادم نمی آیدسرگشته#سهراب_عرب_زاده...
ادامه مطلب
یکی اومد میونِ ماخودت جامو بهش دادیچه میدونی تو از این عشقچه می فهمی ز فرهادیبگی چیزی نگی چیزیتو رو بی حرف می خونمنمی خوای که بمونی توخودم هم اینو می دونمچنان کهِ با خودت حتیتو تکلیفت مشخص نیسسراپا تر...
ادامه مطلب
وفاداری, میونِ عشق بازیبرایِ بعضیا معنا ندارهدلی دارن ولی توو اون دلاشونیه رنگی و محبت جا ندارهوُسهِ عشقش بمیری یا نمیریندارهِ فرق چندانی براشوننمیزارن، نمی خوان کهِ بمونیهمیشهِ مثل مهمانی براشوندم از ...
ادامه مطلب
مردم در این جا هم صدا بودن نمی داننددر درد ها هم پا به پا بودن نمی دانندباید خیانت کرد تا دیوانه ات باشنداینجا بهایِ با وفا بودن نمی دانندباید دروغی گفت تا مهری ببینی همدیگر بهایِ بی ریا بودن نمی دانندباید دو رویی کرد و هی زیر آب شان را زدمردم غریب و آشنا بودن نمی دانندرسمِ بدی افتاده هم مابین این مردمرسمِ وفا و با حیا بودن نمی دانندسرگشته#سهراب_عرب_زاده...
ادامه مطلب
خواب چشمامو گرفتی رفتیتا شبا گریه و هق هق بکنمببرم سر بغلِ زانو هامبا همهِ خاطره ها دق بکنمخواستی تا منو دیوونه کنیعاشقم کردی و رفتی تنهاموندمو یک دل دیوونه ی توبی تو باید چه کنم با غم هادردمو آینه ها...
ادامه مطلب
میون عشق بازیمونتو بودی کهِ کم آوُردیشکستی قلبمو یک شبصدایِ خندمو بُردیمنی که عاشقت بودمشدم دستِ تو آوارهچه دردی می کِشهِ قلبمکه دستِ تو در آزارهگرفتی دستشو توو دستهمون کهِ عشقمو پاشیدمنو تا دید دلگیر...
ادامه مطلب
وقتی که پایِ دیگری هی در میان آید،بی حرمتی می آید و جور و جفا پشتشدلواپسی هایِ تو دیگر می شود نِق چون،دل گرم دارد می کند یک بی حیا پشتشدیگر به چشمِ او نمی آید وفایِ تو،وقتی تنوع می شود خویِ دلارایتهر ...
ادامه مطلب
مِی هنی ایخی ببینی تهله خوارم بیشه یو؟مو دلم کم طاقتهِ طاقت ندارم بیشه یودهس و پا با یَک یکاگِر نیکنهِ دیرِ مونیتا نسوزُم نَهل هر شو انتظارُم بیشه یوبُی غَریبَل گرم خَندِی بُی دلِ مو سیر و سردبینُمِت ایبینِی و دل بیقرارُم بیشه یوپَس پَنَه وَم ایکُنی هر رو خیانت مرحباخنده دایم ایکُنی بُی حال زارم بیشه یوهر چه کِردی ری سرت واگرده روزی عاقبتهر چه ایخی بِیل هر رو مِن فشارُم بیشه یوسرگشته#سهراب_عرب_زاده...
ادامه مطلب