شب های سرگشتگی

متن مرتبط با «کرد» در سایت شب های سرگشتگی نوشته شده است

چقد سعی کردم که مغرور شم

  • نیلوبلاگ

    چقد سعی کردم که مغرور شمچقد سعی کردم ازت دور شمنپرسم کجایی، چکار می کنیبه جز تو برم با یکی جور شمنشد بعد تو هر چه کردم نشدبا خوب و بدِ زندگی ساختممنم مثل هر کس که عاشق شدهیه شب زندگیمو یه جا باختممی ترسم که آهم بگیره تو روتو هم مثلِ قلبِ من آواره شیهمه از تو دوری کنن روز و شببسوزی و با غصه بیچاره شیدلم، کافیه این همه لِه شدنتفاوت نداره واسه دل شکنشکسته غرورِ منو رفتنشدیگه کافیه عاشقی، دل بِکَنبیا مثل کوه شو بیا سنگ شوکه گوری برات عاشقی می کَنهنزار بعد از اون دیگه بدبین شینزار هر کسی قلبتو بشکنه#...

    ادامه مطلب
  • من دلم عشق تو جا کرده خوم ایدونم و خوم

  • نیلوبلاگ

    مِن دلُم عشقِ تو جا کردهِ خوم ایدونم و خومقبلمهِ سمتِ بلا کِردهِ خوم ایدونُم و خومزِر تیهِ سیلِ مو کردی و دِل عاشق آویروزِمهِ طحرِ عزا کرده خوم ایدونُم و خومیه نظر دیدِمِت و قلبِ مو لرزید یهوظاهراً باز خطا کرده خوم ایدونم و خومبی تو شوگردُم و بِی درد دِیارُم تا صُببِی مو عشقِ تو چه ها کرده خوم ایدونم و خومنیرسهِ عاشق و معشوقه وَ یَک تا محشرایی جدایینه خدا کرده خوم ایدونُم خوم#سهراب_عرب_زاده بخوانید...

    ادامه مطلب
  • فکر می کرد دلم همدردی

  • نیلوبلاگ

    فکر می کرد دلم همدردیگر نباشم پِیِ من می گردی بی تو تا مرزِ جنون رفته دلمتو قرارست که کی برگردی؟ مانده ام این که به گوشت خوردهچه بلایی به سرم آوردی؟ عشق بازیچه ی دستانِ تو بودچقدر ها که تظاهر کردی آخرِ قصه یِ ما روشن بودرکب و دلهره و نامردی #سهراب_عرب_زاده ...

    ادامه مطلب
  • تو کردی هر چه بد بی بی دل ایما دلت ایخه

  • نیلوبلاگ

    تو کردی هر چه بد بی بُی دلِ ایما دلت ایخهخیالت نی بسوزم روز شو تی نا دلت ایخه؟خوت ایدونی وُ احوالت ندارهِ ارتباطی وَمتو نیترسی خوتهِ هر رو بکن رسوا،دلت ایخهزمون واگشته سی ایی عشق آدم هم دَ نیمیرهمثالِ مو که دل کَندُم پُرِ هم تا دلت ایخهنه ایخوم عاشقت وابُم نه ایخوم عاشقم وابیجفا کن تا بسوزهِ عشق ایی دنیا دلت ایخهخومم لیلی خومم مجنون چه بهزِ عاشقی بُی خوم؟دِ پا بندت نیابو دل بِره هر جا دلت ایخهسرگشته#سهراب_عرب_زاده...

    ادامه مطلب
  • چقدر کرد خیانت چقدر کرد انکار

  • نیلوبلاگ

    چقدر کرد خیانت چقدر کرد انکاربی وفا بودن او شد همه شب هی تکرارعشق بازی شده جمعی و گروپی باهممرده غیرت،شرف و شرم و حیامان انگارهر قدر رو دل من رفت و زیر آبی دیددیده در عشق دو رویی دل ما ها بسیارهیچ کس وقت عمل اهل وفاداری نیستگوش بهِ حرف بدونِ عملی هم نسپارعاشق آن است که باشد دل او با یک کسنه کسی کهِ بشود با همه هر شب دلدارسرگشته#سهراب_عرب_زاده...

    ادامه مطلب
  • عاشقش بودم و هی زخم زد اندیشه نکرد

  • نیلوبلاگ

    عاشقش بودم و هی زخم زد اندیشه نکردبا وفا بودم و او مهر و وفا پیشه نکردآن چنان کَند مرا از سر راهش که دگربعد او با غم و دردش دل من ریشه نکردآن چنان فرق سرم زد غم دل کندن اوبی ستون کَندن فرهاد و دل تیشه نکردبی هوا داد دلش را به کسی غیر از من'عاشقش بودم و هی زخم زد اندیشه نکرد'آن چه این عشق به جان و دل آدم ها کردزهر تریاک و کراک و نخ و هر شیشه نکردسرگشته#سهراب_عرب_زاده...

    ادامه مطلب
  • جفا کردی بکن باور تو را یادم نمی آید

  • نیلوبلاگ

    جفا کردی بکن باور تو را یادم نمی آیدخودت کردی مرا پر پر تو را یادم نمی آیدبمیرم هم اگر از شدت این درد تنهایینمی خواهم دگر یاور تو را یادم نمی آیدنفهمیدی وفاداری اساس عشق بازی بودچنین شد عشق مان یک سر تو را یادم نمی آیدتو رفتی و تمامِ خاطراتت شد فراموشمفراموشم شدی دیگر تو را یادم نمی آیدنبینم آن کسی را که مرا نا دیده می گیردخودت می خواستی آخر،تو را یادم نمی آیدسرگشته#سهراب_عرب_زاده...

    ادامه مطلب
  • مو نونم آه کی مانه و یک عمری جدا کرده

  • نیلوبلاگ

    مو نونم آه کی مانهِ وَ یَک عمری جدا کردهوُ نونم تِی کَمو نودین و مُلّایی دعا کردهیکی بُی دلبری کردن گِرُهتهِ دهستهِ مِن دهسبغلم دارم دو زونی غم مونهِ صاحب عزا کردهتو خو نونی تِیَم کور آوی از بس رهته پاییدمنبیدت دلمه مِی دردِ نگهبان و به پا کردهقَضی بالِی بُلندی بی که نازل مِن سرم آویمونهِ صد درد بی درمونه بد هم مبتلا کردهتونهِ مو آروز کردُم یکی دِ صاحبت آویندارُم شک یکی کاسِی دعایِ جا وَ جا کردهسرگشته#سهراب_عرب_زاده...

    ادامه مطلب
  • بعد از تو خدا خانه نشینم کرده

  • نیلوبلاگ

    بعد از تو خدا خانه نشینم کردهبا غصه و با درد غمینم کردهاز عشق فقط سهم مرا دادی غماین درد تو شب گرد زمینم کردههی فال زدم فال بد آمد هر دمهر فال و دعا بد تر از اینم کردهاین عشق که آواره مرا کرد فقطبا غصه و اندوه حزینم کردهدر عشق مگر چند نفر بودی توآتش زده ای دل که چنینم کردهسرگشته#سهراب_عرب_زاده...

    ادامه مطلب
  • با رژ سرخ اناری قلب را کباب کرد

  • نیلوبلاگ

    با رژ سرخِ اناری# قلب را کباب# کردبا بلوندِ موی خود هم پرت در مرداب کردبا خودم گفتم که حوری را ببین رویِ زمیننیش خندش قند تویِ این دلِ ما آب کردخیره شد در چهره ام چشمک پراند او بی هواچشمکش را بهر من هم ...

    ادامه مطلب
  • بیم از هر چه نباید که دلم کرد شده

  • نیلوبلاگ

    بیم از هر چه نباید# که دلم کرد شدهمرهمِ جان و دلم زخم و غم و درد شدههمه از رفتن معشوقه به رنجند و مناز کسی کهِ بغلم با دل من سرد شدهآنقدر از غم تنها شدنم نالیدمعالم و آدم دنیا همه همدرد شدهرنج از زخم نمک خورده نمی سازد مردمُرده هر کس ز غم و غصه ی خود مرد شدهدرد را خوب به معنای خودش می داندهر کسی از دل خود خسته و شب گرد شدهسرگشته#سهراب_عرب_زاده...

    ادامه مطلب
  • بوی پیدن ایده لارش آسمون فر کرده بوش

  • نیلوبلاگ

    بوی پیدن ایده لارش آسمون فِر کرده بوشگِل پلیچ ای ایکنه دل تا ببینهِ رو وَ روشxa0دهس و پا با یَک یکاگِر نیکنه ایبینمشپا وَ پا مِن سینه دل هی ایکنهِ غال و غُروشدیدمش تا جومه ی سرخی وَرش موج ایزنهدیدنی بی حال دل هر کس که مانهِ xa0دیده دوشزِر تِیِی سیل ایکهِ وُ ریشِ وِ مو واگردناپِیرنادهِ مِن سرم بُی ناز و خندش عقل و هوشمِن خیالُم رژه ایرهِ رو نظر ما نیدراهی غُل ایبو خین دل دیر از دلش آویده جوشسرگشته#سهراب_عرب_زاده...

    ادامه مطلب
  • گرفتی دست یارت را و آهنگ سفر کردی

  • نیلوبلاگ

    گرفتی دست یارت را و آهنگِ سفر کردیچه بی رحمانه از رویِ دلم با پا گذر کردیxa0گذر کردی و بعد از تو تمامِ شهر فهمیدهکه با آن سینه یِ سنگت چه با این چشم تر کردیتویی کهِ همدمم بودی خودت درد و بلا گشتیمرا دیدی چطوری در پی ات هی در به در کردیدرست از عشقِ تو جانم به لب آمد در این بازیدو چندان می دهی پس از بدی با هر نفر کردیکسی دیگر شبیهِ من نمی میرد برایِ توخیالم راحت از این است که رویِ خود ضرر کردیسرگشته#سهراب_عرب_زاده...

    ادامه مطلب
  • ندیدی من برای عشق تو با خود چه ها کردم

  • نیلوبلاگ

    ندیدی من برایِ عشق تو با خود چه ها کردمبه سیگاری که می کاهد ز جانم مبتلا کردمبریدی و بریدم،بی تو شب ها سر نمی آیدفقط نالیدم از درد و تو را تنها صدا کردمچه سود از بیقراری ها و دل تنگیِ من تا صبحفقط بینِ غریبان درد خود را بر ملا کردمچه دردی می کشم وقتی که می دانم نمی آییبریدم از همهِ دنیا،جهانم را رها کردمندا آمد نمی خواهد نمی آید دعا کم کنولی بازم برایِ آمدن هر شب دعا کردمسرگشته#سهراب_عرب_زاده...

    ادامه مطلب
  • درد دارم جای خلوتگاه را گم کرده ام

  • نیلوبلاگ

    درد مفهوم دارم تعریف جای مفهوم خلوتگاه تعریف را گم مفهوم کرده تعریف امخانه ی از حال من آگاه را گم مفهوم کرده تعریف ام مجلسِ مشروطه می داند که توپ و تانک چیستراه عکسِ توپ آتشگاه را گم کرده ام مثل بیماری که دارد تومُرِ مغزیِ بدبرگه ی آن آزمایشگاه را گم کرده ام مثل یک رزمنده ای کهِ موج خوردهِ توی جنگهاج و واجم راه سنگرگاه را گم کرده ام اهدنا هر راه جز راهی که عشق و عاشقیستعاشقم استغفرالله راه را گم کرده امسرگشته#سهراب_عرب_زاده...

    ادامه مطلب
  • این عشق که ما تجربه کردیم و چشیدیم

  • نیلوبلاگ

    این عشق که ما تجربه, کردیم, و چشیدیم,چون یک طرفهِ بود از آن خیر ندیدیم دل خون شده بود آن دل بیچاره ی شاعرتا گفت 'ز هر کس که بریدیم بریدم' صد بار شکست آن سر و پایش که صدا کرد'ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم' هر کس که رسد جان به لبش عشق نخواهدباشد تو و عشقِ دگران ما که پریدیم معشوقه ی مردم بشوی تا که بدانندبا یک دل پر خون که چرا از تو رمیدیمسرگشته#سهراب_عرب_زاده...

    ادامه مطلب
  • آن چه کردی از بدی ها با تو دنیا می کند

  • نیلوبلاگ

    آن چه کردی, از بدی ها با تو دنیا, می کندمی برد تا مرز رویا محو غم ها می کند ناخدایِ تازه کارِ کشتیِ دریای نوروقت طوفان باد و باران غرق دریا می کند غم اگر دریا روی یا کهکشان ها هم رویعاقبت در گوشه ای راهِ تو پیدا می کند هیچ کس هم تا ابد اوجِ جوانی نیست کهغصه آدم را شود تا پیر تنها می کند هر پلنگِ کهنه کاری با شکاری تیز پاچند ساعت تا شود غافل مدارا می کندسرگشته#سهراب_عرب_زاده...

    ادامه مطلب
  • اولین بار که دادم چقدر ها کردی

  • نیلوبلاگ

    اولین بار که دادم چقدر ها کردی دل خود را به تو اما تو چه تنها کردی چه بگویم که تو تا دسته فرو کردی باز خنجرت را به دلم بعد که پیدا کردی من بی چاره ببین درد کشیدم آن شب که تو رفتی و مرا این همه شیدا کردی همه گفتند نباید بدهم بار دگر دل خود را به تو،یک عالمه رسوا کردی یاد داری چقدر ها که برایت خوردم خون دل را همه وقتی که تو هیها کردی بعد از آن شب که هنوزم بخدا زیر تو ام زیر آوار کمی عشق ک...

    ادامه مطلب
  • اولین بار که دادم چقدر ها کردی

  • نیلوبلاگ

    اولین بار که دادم چقدر ها کردی دل خود را به تو اما تو چه تنها کردی چه بگویم که تو تا دسته فرو کردی باز خنجرت را به دلم بعد که پیدا کردی من بی چاره ببین درد کشیدم آن شب که تو رفتی و مرا این همه شیدا کردی همه گفتند نباید بدهم بار دگر دل خود را به تو،یک عالمه رسوا کردی یاد داری چقدر ها که برایت...

    ادامه مطلب
  • مست بودم

  • نیلوبلاگ

    مست بودم بی مُروَّت زهر را هشیار ریخت آخرش زهر خودش را بر دل بیمار ریخت تا که می دیدم که دارم از غمش جانی هنوز بی درنگ از خشت نازش بر سرم آوار ریخت ای عجب کاری به دستم داد دل با فکر تو زهر دوری را به حلقم بی تو با اصرار ریخت از ازل بختم مرا یاری نمی کرد و مدام بر سرم باران غم را باز با تکرار ریخت پشت دیواری نشستم با خیالت بی وفا آه از دل بخت بد بین بر سرم دیوار ریخت...

    ادامه مطلب