شب های سرگشتگی

متن مرتبط با «رسیدن پاییز» در سایت شب های سرگشتگی نوشته شده است

شب پاییزی و سردی به جاده تن سپردی

  • نیلوبلاگ

    شبِ پاییزی, و سردی به جادهِ تن سپردی,شبِ تاریک و دلگیری و سردی زخم خوردیدعا کردیم برگردی میانِ جمع ما هادعامان بی اثر شد پر کشیدی زود مُردیهمیشهِ روی لب هایت نشانِ خنده می بودنشانت خنده بود و خنده ها را زود بُردیسلامی گرم می دادی فشاری از محبتتو دستانِ اجل را هم به دستانت فشُردیغریبی رفتی و تنها،غریبی درد داردxa0چه غمگینانه در غربت،غریبی جان سپردی,سرگشته#سهراب_عرب_زاده...

    ادامه مطلب
  • پاییز هم حالا رسیده

  • نیلوبلاگ

    نازنینم بی رُخت پاییز هم حالا رسیده xa0 سخت می بینم به گوشت حال این رسوا رسیده در نبودت برگ برگِ این درختان ریخت بی شک لاجرم هم مرگ این سرگشته یِ تنها رسیده هر که را می بینم این جا یار دارد وای بر من بی وفاجان،خون دل بر این دلِ شیدا رسیده بی تو این فصلِ قشنگِ عاشقی ها سخت دلگیر طعنه ها بر،این دلِ مجنون از این لیلا رسیده بی تو باشم با خیالت با کسی من؟وای هرگز می رسد روزی بیایی بر من این آوا رسیده سرگشته...

    ادامه مطلب
  • پاییز رسی

  • نیلوبلاگ

    تیرِ مِرزِنگِت هلاکُم کِردِه جونمِی یه مَیِّت زیر خاکُم کِردِه جون دیر کِردِی فصلِ پاییزی رَسیسوزُ دردِش سینه چاکُم کِردِه جون غم که اومَد رئ سَرُم دِنیا شِخِسمِن سِرامون محوُ پاکُم کِردِه جون دیدِمت بُی هر غریبی دل خَشیئی خَشی اندوهناکُم کِردِه جون مِی ضحاکی مِرچِنادِی خینمهعهدُ پیمون بُی ضحاکُم کِردِه جونسرگشته توضیح:مرزنگ=مژهرسی=رسیدرئ=رویشِخِس=بهم خوردئی=اینمِی=مثلمرچنادی=مکاندی...

    ادامه مطلب