شب های سرگشتگی

متن مرتبط با «عاشقی» در سایت شب های سرگشتگی نوشته شده است

عاشقی تعطیل بسه دلتنگی

  • نیلوبلاگ

    عاشقی تعطیل، بسه دلتنگیبا خودم میگم، چرا میجنگیضربه ها خوردی، کافیه دیگهآخرش چی شد، اینهمه یکرنگی آدما امروز، همشون با همنمیخوان دیگه ، با وفایی روبا وفا بودن، سخته و تلخهنمیخوان باشه، همصدایی رو دیگه نایی نیس،واسه عشق بازیمن دیگه خستَم ،من دل آزردمم...

    ادامه مطلب
  • عاشقی درد بدی بی که و جونم افتا

  • نیلوبلاگ

    عاشقی درد بدی بی که وَ جونم اُفتااسم تو روزم و شو ورد زبونم افتاتش عشقت منه لارُم مونه جوش آوردهمث اوو مونده ی پَس سد که خروش آوردهمثه دالوی کَری کهِ کُر سربازش مُردخبرش هوش وَ دل غم زده ی دالو بُردخب...

    ادامه مطلب
  • هر کسی در عاشقی ها زود پر پر می شود

  • نیلوبلاگ

    هر کسی در عاشقی , ها زود پر پر می شودمی نشیند گوشه ای تنها و هی کَر می شود باوفایی قرص جوشان است در لیوان آبهر که لافش بیشتر هم زود تر سر می شود دل بریدن جان سپردن بخشی از دل دادگیستآن چه فکرش را نمی کردی هم آخر می شود درخیالی حال و روزت را نمی فهمد کسیسینه ات هی خالی از هر جور باور می شود کوچه هایی را که با او هی قدم برداشتیخاطراتِ عاشقی , ها زجر آور می شودسرگشته#سهراب_عرب_زاده...

    ادامه مطلب
  • اوج عشق و عاشقی دیدم پرت را بسته ای

  • نیلوبلاگ

    اوج عشق و وبلاگ عاشقی کلمه وبلاگ دیدم کلمه پرت را وبلاگ بسته کلمه ایروی عشقم شاخه هایِ باورت را وبلاگ بسته کلمه ای گیر چت هستی و ناز و عشوه می آیی مدامخسته ای اما برایِ او سرت را وبلاگ بسته کلمه ای ویچتت را حذف کردی لاین را هم بعد از آنهر چه داری ظاهرِ خاکسترت را وبلاگ بسته کلمه ای واتساپت من بلاکم توی اینستاگرامتا ورودِ من نباشد هر درت را وبلاگ بسته کلمه ای تا ندانم با که داری می کنی چت نصفه شبتلْگرامت بازدیدِ آخرت را بسته ایسرگشته#سهراب_عرب_زاده...

    ادامه مطلب
  • روز عشق و عاشقیِ ما دو تا هم دور نیست

  • نیلوبلاگ

    روز عشق و عاشقیِ ما دو تا هم دور نیست xa0 گر چه حالا این رسیدن بین ما مقدور نیست xa0 "لذت دیدار را دوری دو چندان می کند" xa0 هر چه می گویم به جز "تو" در دلم منظور نیست xa0 مایعِ انگور هر قدری بماند بهتر است xa0 خوب می گیرد مرا چون مثل آب انگور نیست xa0 مثل منصوری من امشب راز افشا می کنم xa0 بر سرِ داری که حالا جز...

    ادامه مطلب
  • پیداست

  • نیلوبلاگ

    فریاد...بر جانم قسم دردم که پیداست جانم...نباشی مرگ هم بر من گواراست رفتی ببین دیگر کسی این جا نمانده هر شب بساطی از غمت در خانه برپاست آخر مرا دیوانه کردی با خیالت تا وعده یِ دیدارمان امروز و فرداست دردی درونِ سینه ام جامانده از تو دیدی نصیبم،از تو هرشب کذب و حاشاست دنیا فغان آمد از این شب زنده داری کافر ببین...چشمان من همتای دریاست سرگشته ...

    ادامه مطلب