
بی تو چی شو پَرِ مِن دار دِیارم تا صُبتا بِوینُم تونه، ای یار دِیارم تا صُببی تو مابین دل و عقلِ مو جنگِ شو وُ روزسَرِ عشقِ تونه کُشتار، دِیارم تا صُباِشکنِی قلبِ مونه خورد ذلیلم کِردیایکَشُم پاکتِ سیگار ،دِیارم تا صُبطَحرِ مجنونم و چندیه دلُم نیبینهنه وفا و نه وفادار ،دِیارم تا صُبایزنُم بینِ خوم و خوت مو یه شو قیدِ خومهکه نفس ایکَشُم اجبار، دِیارم تا صُب#سهراب_عرب_زاده بخوانید...
ادامه مطلب
درد ِ دل آدم فقیر ارزش نداره سی کسی جونشه بی فیده یه حتی دراره سی کسیدردِ بی درمونیه،دردِ فقیری روز و شودردَلِش مِن قلبشه دردی نی یاره سی کسیآدم فیقرو، مثله اسیرهمِن ایی زمونه، بهتر بمیرهتا ایگریوه وَ ا...
ادامه مطلب
امشو چه حالی داره دلچشمِی زلالی داره دلامشو خَوَر یارِن وَ توامشو چه بالی داره دلهی دم سرا ایرُم اِیامایپایه دل رهتهِ تِیامامشو قرارهِ قاصدیخندهِ بیارهِ هی رِیامامشو تموم ایبو غَمُمعمریِ بی تو مِن هَم...
ادامه مطلب
دل خوشی اصلا ندارد این دلِ غمگین منمی شود هم بعد از این تنها شدن آیین منمثل خرمایی که رویِ قبر یک دُر دانه استتلخ خواهد شد تمامِ لحظه ی شیرین مندست هایت را که دیدم توی دست دیگریبا خودم گفتم دروغست ای دل خوش بین مندست هایت را نگیر از من که کم می آورمگرمیِ این دست هایت می شود تسکین منمثل بیماری که در بخشی قرنطینهِ شدههیچ کس دیگر نمی آید دمی بالین منسرگشته#سهراب_عرب_زاده...
ادامه مطلب
تش بگیرا تا بدونی کهِ چه حالی داره دلدومنِ کُه بُرگَلِش چِشمِی زلالی داره دلتش گرُهتَن درد سوهتن بِی تماشا نیده دهسبِی نبیدت روزگارُم غصه وُ غم ایده دهساومدم تا دم سراتون اومدم بِی دل تشیxa0نومدی سی دم ...
ادامه مطلب
سراسر درد دارد شرح حالِ روزگارِ منکسی هرگز نمی فهمد نگاهِ اشکبارِ منمثالِ دختری کهِ دوستش شد همسرِ عشقشز راهِ دوستی هی مار می پلکد کنارِ منبماند آن که با من نارفیقی کرد و نارو زدبماند آن که بودهِ شاهدِ این حال زارِ منمرا چون سیل با خود می برد این قطره هایِ اشک"به جایی بر نخواهد خورد دردِ بی شمارِ من"تو را تا زنده هستم در کنارِ خود نمی بینمچه سودی گر بیایی روزگاری بر مزارِ منسرگشته#سهراب_عرب_زاده...
ادامه مطلب
با جون دل،بودم وفادارِتقدر وفاداری ندونستیگفتی که تنها مال من هستیوقتِ عمل،اما نتونستیروزای اول با وفا بودیوقتی که پایِ دیگری وا شددورم زدی پنهونی و هر شببی حرمتی مابین ما جا شدباور نمی کردم جفاهاتوعش...
ادامه مطلب
وفاداری, میونِ عشق بازیبرایِ بعضیا معنا ندارهدلی دارن ولی توو اون دلاشونیه رنگی و محبت جا ندارهوُسهِ عشقش بمیری یا نمیریندارهِ فرق چندانی براشوننمیزارن، نمی خوان کهِ بمونیهمیشهِ مثل مهمانی براشوندم از ...
ادامه مطلب
روی لب لبخند داریم و دو تا مان در غمیمشاهدِ سردی و سوزِ غصه ها و ماتمیممن کنارت در کنارم هستی و همپای هممدتی هم هست هرشب باهم و دور از همیمایستگاهِ بعد تویِ ارتباطِ عاشقیهر دو تا مان شاهدِ باران اشکِ نم نمیمیک نفر از ما حواسش نیست اینجا ظاهراتوی این اندوه و غم هستیم ما با هم سهیمعشق بازی ها دو دل می خواهد اما باز همتوی این بازیِ دل ها یک نفر از ما کمیمسرگشته#سهراب_عرب_زاده...
ادامه مطلب
تو داری یک سری با من سری با دیگران پنهانجهان پر گشته از قلب ریاکاران بی وجدانبرایم شب بخیری گفت و گیر گفت و گو با غیرشد و هر دم دلی می داد و قلوه می گرفت از آناگر روزی بفهمی با کسی هم رابطه داردتو را بی شک به هم می ریزد این سونامی و طوفانچنان می کاهد این که ناکسی باشد هم آغوششخیال و باورش حتی تصور کردنش از جانخیانت بار اول کردنش سخت است و با ترس استخیانت هم برای بار دوم می شود آسانسرگشته#سهراب_عرب_زاده...
ادامه مطلب
حسرتِ هر چه دلم پرود دارم بر لبمآرزویِ مرهم و همدرد دارم بر لبملابه لایِ عکس هایم امشب این را دیده امعکس لبخندی که پر از درد دارم بر لبمروزگارم توی دنیا بر دلم بیداد کردعکس آن چهِ بر سرم آورد دارم بر لبمروز اول می شود پیدا چه دردی می کشیتا ابد هم یک سکوتی سرد دارم بر لبمگفته بودم عکس را از من نگیرد آخرشغصه ای کهِ درد ها می کرد دارم بر لبمسرگشته#سهراب_عرب_زاده...
ادامه مطلب
دهس تو طومه دوا داره بنش مِن دهسمتا دِراهِ تَشه مِن لاره بنش مِن دهسمتا سحر جُف تِیَلوم پِلک وَ ری یَک نیلهتا که ری یَک بره بیداره بِنش مِن دهسمدهسَلِت زور دو زونی مونه وامونده ی گُلکمرم تکیه وَ دیواره بنش من دهسماو قدر خَرس تِیَم رهته که کور آویدُمتِیَلُم مِن غم و آزاره بنش من دهسممُرده یِ ری وَ مزارُم گِله گور آویدُمدل که محتاج وَ دیداره بنش من دهسمسرگشته#سهراب_عرب_زاده...
ادامه مطلب
با غم من و دل در پی دیدار تو بودیمآشفته فقط، راحت و آسوده نبودیمای کاش از این کوچه گذر باز کنی توهر پنجره را ما به امیدِ تو گشودیمسیگار نشستهِ به لبم بعد تو هر شببعد از تو فقط هم من و دل همدم دودیمxa0لعنت بشود گوشی و هر جور مجازیهر جور و جفا بود در عالم که نمودیمدستِ خود من نیست حسادت نکند دلکمتر بنشین با دگران دوست،حسودیمسرگشته#سهراب_عرب_زادهxa0...
ادامه مطلب
آرام باش ای دل بی پروا،فهمیده ای که عشق خطر دارد؟هشدار،مار رام نخواهد شد،چون میل نیش و کوه و کمر داردانگار روی آتش سوزان است،هی راه می رود که شود آرامشب ها و روز پلک نخواهد بست،فکر و خیال هر که به سر ...
ادامه مطلب
خبر داری که شب ها تا سحر بیدار دل گیرم؟ندارم محرمی و گوشه ی دیوار دل گیرمخودم با خود گلاویزِ هزاران خاطرهِ هستمکنار من نبودت می دهد آزار دل گیرمخبر داری که پچ پچ های مردم در نبودِ توجهان را بر سرِ من می کند آوار،دل گیرمدو چندان می شد بغضم خودم را توی آیینهتماشا می کنم با غصه ام هر بار دل گیرمتمنا می کنم بر زخم دل دیگر نپاشی تونمک با حرف هایت با دلی بیمار دل گیرمسرگشته#سهراب_عرب_زاده...
ادامه مطلب
هر که دارد می کند هی جُست و جویت دوست نیستمی شود همراه راه و خُلق و خویت دوست نیستهر چه شد درخواست قبل از دار اجابت می کنندِ این زمان هم هر که می خندد به رویت دوست نیستدزد دانا می کُشد بی شک صدایِ پای خودxa0پا برهنهِ هر که می آید به کویت دوست نیستبوی هر گل در مسیرِ باد می آید مشاممی رود،کج شد مسیرش رنگ بویت دوست نیستباد هم وقتی مخالف شد مخالف می بردخنده رو هم هر که مایل شد به سویت دوست نیستسرگشته#سهراب_عرب_زاده...
ادامه مطلب
با نداری همه شب گونه ی ما تر شده استعمر ما رفته و ماتم زده پر پر شده استقیمتِ هر چه بگیری نفست می گیردبا گرانی غم دل چند برابر شده استاین گرانی و نداری همه را لرزاندهلرزه یِ زلزله یِ فقر سراسر شده استگُرده یِ ما که دگر تاب ندارد در غمروی این گُرده ی ما هم پُرِ شش پر شده استزندگی مان شده میدان نبردِ غم و دردفقر چون حمله ی تاتار و سکندر شده استسرگشته#سهراب_عرب_زاده...
ادامه مطلب
حیف دارد و چشم هایت و روز و شب ها تر شوددر رفاقت چشم هایت کور هم آخر شود از برادر می خوری نارو رفیقان جای خودعمر در پایِ رفیقان حیف که پرپر شود عشق بازی هر قدر شدت بگیرد آخرشدر نبودش خاطراتش سخت زجر آور شود اولِ هر آشنایی بی تو می میرم نگوحرف را باید کنی اثبات تا باور شود هیچ کس هم در نبودِ هیچ کس تا این زمانمن ندیدیم هی بمیرد یا که خاکستر شودسرگشته#سهراب_عرب_زاده...
ادامه مطلب
من اگر لاف بیایم , بخدا , حق دارم ,چون رفیقی بِه از عالم شده اینجا یارم بسپارید فلک لاف نیاید پیشمتار مویش که بیارزد به فلک دل دارم , من اگر یاد همهِ عالم و آدم برومنشناسد سر و پا تا برسد دیدارم مثل پرگار به دورِ دل من می گردددل ببالد به خودش نقطه ی آن پرگارم منم آن شاه که دارد به سرش تاج رفیقساختهِ مهر و وفا را دل او دیوارمسرگشته#سهراب_عرب_زاده...
ادامه مطلب
درد مفهوم دارم تعریف جای مفهوم خلوتگاه تعریف را گم مفهوم کرده تعریف امخانه ی از حال من آگاه را گم مفهوم کرده تعریف ام مجلسِ مشروطه می داند که توپ و تانک چیستراه عکسِ توپ آتشگاه را گم کرده ام مثل بیماری که دارد تومُرِ مغزیِ بدبرگه ی آن آزمایشگاه را گم کرده ام مثل یک رزمنده ای کهِ موج خوردهِ توی جنگهاج و واجم راه سنگرگاه را گم کرده ام اهدنا هر راه جز راهی که عشق و عاشقیستعاشقم استغفرالله راه را گم کرده امسرگشته#سهراب_عرب_زاده...
ادامه مطلب