شب های سرگشتگی

متن مرتبط با «آوار» در سایت شب های سرگشتگی نوشته شده است

کاش زنده در بیام از این آوار

  • نیلوبلاگ

    پاهام دیگه یاری نمیدن کهبرم و برنگردم دیگه به این شهرجوری شده این زندگی با منبُق کرده قلبم کرده با من قهراین لحظه ها چقدر نفس گیرنثانیه ها یواش تر از همیشه هی میرنآینه هم شکست منو نشون میدهآروز هام یکی پس از دیگری می میرنکاش زنده دربیام از این آوارترسم از اینه پیراهنم آخر کفن میشهمعنی نداره زندگی برام دیگهشادی یه جورایی برام هی قدغن میشهکسی نمیدونه چه حالی دارم این روزااشکای من سمت یه دره ای سرازیرنطاقت بیار ای قلبِ غم دیدهمیدونم این شب ها چه دلگیرنحال کسی رو کسی، نمی فهمهانگار که تا مرگ دلم فاص...

    ادامه مطلب
  • مونه آواره و هی بی پر و بالت د مکن

  • نیلوبلاگ

    مونه آواره و هی بی پر و بالت دَ مکنکه بیایم شو وُ رو هی مِنِ مالت د مکنمونه آواره و سر گشته و دل خین کردیهر چه بُردی وَ دلُم خَش وُ حلالت دَ مکندلِ بردی تو بِی او پیلک سوز لَچَکتگُل سرخی مِنِ او زلف شلالت دَ مکنتو که بِی پایل خوت اومده بیدی تِی مومِی کَلویی مونه سی چشمل کالت دَ مکنتو خو رهتی و نموندی دَ دِرو ور نظرممونه آواره ی مِن فکر و خیالت دَ مکنسرگشته#سهراب_عرب_زاده...

    ادامه مطلب
  • خودم رو می کنم بعد از تو آواره

  • نیلوبلاگ

    خودم رو می کنم بعد از تو آوارهبرو راحت دلت با هر کسی یارهخودم را می کنم راضی به هر سختیبه شرطی کهِ بفهمم شاد و خوشبختیدلت حتی اگر مرزِ جنون باشهیه کاری کن فقط دنبال اون باشهیه کاری کهِ تمومِ عاشقا کرد...

    ادامه مطلب
  • نکنم شکوه اگر زیر غم آوار تو باشم

  • نیلوبلاگ

    نکنم شکوه اگر زیر غم آوار تو باشمیا که رگبار هزاران گپ لیچار تو باشمگله از یار که پیش دگران سود نداردعند نامردی و جورست نمک خوار تو باشمروز امروزه وفایِ بشر از روی نیازستبی نیازم من از اموال وفادار تو باشمبغض آدم دو برابر شود آیینه زند جارگفت و گویِ دل من با خود اگر یار تو باشمنشود جای گزینِ تو کسی در دل خونمتا قیامت من اگر در پی دیدار تو باشمسرگشته#سهراب_عرب_زاده...

    ادامه مطلب
  • بعد چندی مهر،امد بر سرم آوار شد

  • نیلوبلاگ

    بعدِ چندی مهر،آمد بر سرم آوار شد صفر می آید به دستم صفر ها بسیار شد xa0 درد دارد کیف و کفشت پاره باشد بین جمع سهم من تنها نشستن گوشه یِ دیوار شد xa0 چون فرستد هر معلم نامه تا آید ولی بازمی گویم که آقا مادرم بیمار شد xa0 فصل سرما...بغض مادر..چوب تر..آوارگی وای بر،این مهر من،این درد ها تکرار شد xa0 من که بیزارم از این مهری که بی مهری شود باز حالا غصه هایم در دلم بیدار شد سرگشته ...

    ادامه مطلب